السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
886
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ابنتيميه نيز سخن بنبانى ساقط مىشود . . . امّا سخن ابنتيميه را در جاى خودش باطل كرديم كه اگر خواستيد به آن مراجعه كنيد . . . بلكه سخن بنبانى خودش متناقض و بىپايه است ، و شخص ناظر در آن مىيابد كه از نظر بنبانى هم در دلالت حديث شكّى نيست كه شهر را يك در است و او اعتراف مىكند كه آن در على است ، و براى خلفا عذر مىآورد كه مشغول به كارهاى خلافت بودند ، نهايتاً اين كه ادّعا مىكند كه او فقط براى تابعان در است نه براى صحابه و اين مطلب ديگرى است كه باطلبودنش را در گذشته بيان كرديم . . . و سپاس از آنِ خداوند پروردگار جهانيان است . » ( 13 ) با سخن قادرى دربارهى اين حديث محمودبن محمّدبنعلى شيخانى قادرى سخن سمهودى را در تأويل حديث مدينة العلم ربوده و گفته است : « امام احمد در الفضائل و ترمذى مرفوعاً روايت كردهاند : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . و لذا ابنعبّاس مىگفت : هر كس به سوى دانش آمد ، پس نزد آن در آيد . و او على است . و ترمذى به دنبال آن گفت : اين ناشناخته است . و نيز استادش بخارى چنين گفت و حاكم آن را صحيح دانست . و ابنجوزى آن را در الموضوعات آورده است . و حافظ ابوسعيد علايى گفت : درست آن است كه حسن است به اعتبار نقلهايش ، نه صحيح و نه ضعيف است . چه رسد به اين كه ساختگى باشد . و شيخ الاسلام ، حافظ ابنحجر نيز در فتوايى در اين مورد چنين گفته است . و اين مطلقاً منافى برترى ابوبكر از او نيست به گواهى على و ديگران بر اين مطلب ، و گواهى به دانش او نيز داده است . على گفت : ابوبكر داناترين و برترين آنان است و در چيزى اختلاف نكردند جز اين كه حق با او بود ، و شهرت نيافتن دانش او به علّت طولانى نبودن مدّت احتياج به او پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد . » « 1 » و اين عين كلمات سمهودى در « جواهر العقدين » است كه شيخانى آنها را بدون اشاره به آن ربوده است ، و امّا اندك تصرّف او در آغاز سخن باعث نمىشود
--> ( 1 ) . الصراط السوى دستنويس است .